انسان، دایره ی غم انگیزی است 

که تکرار می شود... 

                  (کیومرث منشی زاده) 

و سرانجام، " سفرنامه ی مرد مالیخولیایی پریده رنگ " به آخر رسيد!

کیومرث منشی زاده، طنزنویس و شاعر نوگرای دهه های چهل و پنجاه در ۷۹ سالگی و در هاله ای از خاموشی و فراموشی بدرود حیات گفت. 

 

از نیمه ی نخست دهه چهل با تجاربی در عرصه ی غزل و اشعار نیمایی پا به میدان گذاشت و بعد، متاثر از جریان شعری " موج نو " به بدعت های ذهنی و زبانی گراييد و اشعاری سرود لبریز از طنز و اندوه، و سرشار از اشارات کهن و ریاضیات جدید، و اغلب در هاله ای از نگرش غلیظ نیهیلیستی. 

در جوانی در آمریکا ریاضیات و فیزیک اتمی خوانده بود و شاید به همین دلیل، سروده هايش پر بود از اعداد، نشانه ها، فرم و فرمول های ریاضی که دستمایه های او بودند در آفریدن فضاهایی بظاهر سوررئالیستی، اما به دلیل ضعف ساخت و صورت شعرهایش، این تلاش ها و ترفندهای فرمالیستی هرگز نتوانستند در گستره ی شعر امروز، منزلتی شایان برایش به ارمغان آورند 

کتاب شعرش :سفرنامه ی مرد مالیخولیایی پریده رنگ، ( ۱۳۵۶) در غوغای شعر_ شعارهای پر تاب و تب آستانه ی انقلاب، ناخوانده و ناشنیده ماند. نیز وی از صداهای حاشیه نشين شعر مدرن و پسامدرن دهه های اخیر بود. و اکنون به قول خود او :

 

دایره در اثبات تساوی شعاع های خود 

بر گرد مرکز خود 

                   خم مانده است... 

محمد رضا روزبه، ۲۷ /۱ / ۹۵